۲۶۱

پاهایمان را زمین میگذاریم و راه می رویم اما همه چیز باد هواست حتی همین زمین زیر پایمان محکم نیست از اینکه نمی توانم به ثانیه بعد پلک زدنم اعتماد کنم چنان دپرس میشوم که سالها سکون برایم کافی نیست ،هیچ کس به من نزدیک نیست ،همه چیز تقلبی ست ،هیچ چیز ان جوری که میبینی نیست ،در جهان ترسناکی زندگی میکنم ،زندگی میکنیم .

/ 2 نظر / 11 بازدید
خروس

باید با آجر بزنی تو سرت تا زندگی حال بده! اینجوری که وقتی میزنی خیلی درد میکشی اما وفتی نمیزنی درد نمیکشی و خیلی حال میده. این فلسفه جاری ترین روش لذت بردن در دنیای جاری ماست بطوری که هر وقت دپ میزنی و میری پیش دکتر روان گردان، یک کامیون آجر میزاره جلوت میگه یه خوشگلش رو جدا کن سوا کن عزیزم

شکلات بانو

[شیطان] دیشب چند ثانیه با مرگ فاصله داشتم... حس خوبی بود زندگی... ولی از شب اول قبر ترس داشتم