مخصوص خروس!

عشق من وقتی بغلش دراز میکشم ناخوداگاه منو مثه یه نوزاد نوازش میکنه با احتیاط دستهای عزیزشو میکشه رو صورتم و با حلقه های مو بازی میکنه انگشتهای تپلش رو میکشه رو بازوهام و من در حالی که چشمهامو بستم فکر میکنم وقتی نوزاد بودم چقدر چیزها داشتم که روحمم خبر نداشت دستشو میزاره زیر سرم و من بوش میکنم و بعد ازم میپرسه که تو شیفت قبلی مریضا اذیتم کردن یا نه ؟چقدر کار کردم؟بعد بهم میگه بچگیهات موهای نرمتری داشتی موهاتو تقویت کن بعد ادامه میده تخم مرغ و ... من میگم ا مامان ،موهای سی سالگی هیچ وقت با زرده تخم مرغ و...مثل پنج سالگی نمیشه تازه ادم بوی گند هم میگیره در واقع هیچی مثه پنج سالگی ادم نمیشه اون میگه خوب حالا بخواب.

/ 1 نظر / 5 بازدید
خروس

هوورراآ. این صفحه دوباره زنده شد.ممنون. هیچ میدونی صفحه های رها شده خیلی ها رو میترسونه؟ نگران نباش زندگی مثل یک منحنی میمونه که دو سرش به بچگی ختم میشه . فتوکپیت فرخنده و سرحال باد.