هیچ سالی نبود که تحویل سال خانه نباشم مادرم همیشه می گفت همه تحویل سال باید خانه خودشان باشند مثلا تحویل سال نمی توانستی مهمانی باشی ،یا اصلا خانه دوستی دعوت شده باشی ،یادم ست یک سال مست و خواب الوده از خانه پسری که دوستش داشتم فقط به خاطر این قانون امدم خانه ؛ان موقع نمیدانستم چرا و دلم هم میخواست گنگ و کرخت شده در اغوشش بخوابم ؛حالا با همان پسر در یک سال تحویل از خانه دورم اما حس جدید شدن سال را نمیکنم که هیچ ؛هیچ نوشیدنیی هم مست و گنگ و خواب الوده ام نمیکند.

/ 1 نظر / 12 بازدید
دختره

نمی دونم این نوشته غریب است. خوب است که هنوز آن پسر در زندگی ات مانده. آغوش از هر چیزی در زندگی مهم تر و کمیاب تر است. بچسب بهش.