۲۳۸

هوس غذایی بسیار قدیمی و شاید فراموش شده کرده ام ؛سیب زمینی پخته رنده شده مخلوط با پیاز داغ و کره و فلفل،با ترشی انبه خیلی خوب میشود ،شاید از اخرین باری که مامان انرا درست کرده بود بیست و پنج سال بگذرد ؛مامانی که این غذا را درست میکرد میرفت تو صف می ایستاد نان تازه از نانوایی میخرید و با سبزی خوردن برمیگشت و از ترشی لیته ای که خودش درست کرده بود توی ظرف میریخت ، مامان اما امروزی تر بود و توی صف نان نمی ایستاد و موقع آشپزی مرضیه گوش میکردوکتاب میخواند و فلفل نمیریخت و جایش ادویه میریخت ، موقع سرو غذا ترشی مهرام را توی ظرف میریخت و الان پیاز ها که دارند سرخ میشوند من فلفل سیاه را اسیاب میکنم توی ان ؛ مینشینم روی نیمکت اشپزخانه و در حین گوش دادن به موزیک کلاسیک از در و دیوار آن برای اینستاگرامم عکس میگیرم منظره ای که میبینم ، نیمکتی که نشسته ام و حتی پیازهایی که سرخ میکنم ،زمان میگذرد ،آدمها میایند و میروند و همه چیز تغییر میکند اما دل دیوانه ما چه توی صف نان بایستد یا مرضیه گوش کند یا عکس بگیرد هوس چیزهای قدیمی میکند ،دل دیوانه ما سخت فراموش میکند با جزئیات نوع برش پیاز را به خاطر می آورد که خلالی باشد و نه نگینی و این خودش بدبختی و خوشبختی بزرگی ست.

/ 0 نظر / 3 بازدید