۱۹۸

خیلی جالبه تهران که بودم صبحها که بلند میشدم میخواستم انجا نباشم انتظار مرا کشته بود میدانستم چرا دارم میرم ولی بر خلاف بقیه انهایی که میخواهند بروند به کسی که مسبب ش بود فحش نمی دادم اصلا فکر هم نمیکردم که چه میکند و چه میگوید ...حالا امده ام اینجا و هر روز صبح که بلند میشوم با تغیر فحشی می دهم حالا دقیقا فهمیده ام که چه کرده ست!

/ 2 نظر / 13 بازدید

دانمارک جای خسته کننده ای برای زندگی نیست؟

narges

سلام :* :* یه سر به این سایت بزن میتونی از طریق سایتت کسب درآمد کنی این سایت بدون شک بهترین سایت بین سایتهای دیگس حتمی امتحان کن دوست من فعلا یا علی