۲۶۰

مدتها گذشته اما هنوز ذهنم درگیر و دار فکر کردن به تصمیماتم برای مادرم ست یکی شان مثلا وقتی که خبر مرگ پسر خواهرش را که او هم سرطان داشت از او پنهان کردم روزها و روزها فکر کردم که گفتن خبر به نفعش ست یا نگفتنش ؛ هر کدام تاثیری می توانست داشته باشد مثلا گفتن خبر می توانست حاوی این پیام باشد که رهایی از این بیماری ناگزیر ست گفتن خبر ناراحتش میکرد اما می توانست این پیام را به او برساند که تنها او نیست که بیمار شده شاید در زندگی بهتری در آن سوی دنیا هم از همین بیماری در سن پایین تری بمیری نگفتن خبر اما میتوانست او را یاد مرگ نیاندازد با نگفتن خبر می توانست بنشیند و با خودش فکر کند که تنها اوست که این بدشانسی را اورده تنها درمان او بوده که اثر نداشته و بقیه در شرایط بهتری هستند و این بهتر بودن شرایط بیماری را به کل زندگی تعمیم دهد کدام تصمیم درست بود ؟ هنوز نمیدانم ! نشستم و فکر کردم اما به نتیجه ای نرسیدم میدانستم دوست دارد با او عادی رفتار شود میدانستم که از او اگر بپرسم که چه کنم میگوید حقیقت را بگو اما در نهایت من پنهانش کردم با همدستی کل فامیل برای حمایتش از یک آن که ممکن بود نا امید شود و هنوز از درستی ان تصمیم مطمئن نیستم شاید ارام بخش تر این بود که لمس کند که این تنها او نیست که بدشانسی اورده بهر حال اگر ارامشی بود به طمع از ندادن امید انرا از او گرفتم .

/ 4 نظر / 13 بازدید
گروه علمی آموزشی پاسخ آزمون

از شیر مرغ تا جون آمی زاد هر چی که بخوای اینجاست مقالات ،تحقیق،جزوه،درسنامه،نمونه سوال،کنکور ادوار مختلف از کارشناسی تا دکتری،مشاوره رایگان کنکور،بزرگترین کتابخانه مجازی آموزش رایگان مجازی همه و همه از دبیرستان تا دکتری با کلی حرف دیگه واسه گفتن http://www.pasokhazmoon.ir

گروه علمی آموزشی پاسخ آزمون

از شیر مرغ تا جون آمی زاد هر چی که بخوای اینجاست مقالات ،تحقیق،جزوه،درسنامه،نمونه سوال،کنکور ادوار مختلف از کارشناسی تا دکتری،مشاوره رایگان کنکور،بزرگترین کتابخانه مجازی آموزش رایگان مجازی همه و همه از دبیرستان تا دکتری با کلی حرف دیگه واسه گفتن http://www.pasokhazmoon.ir

نرگس

سلام خانم دكتر.من هم فوت دايي ام را به مادرم نگفتم . و نمي دانم كار خوبي كرده ام يا نه؟

نرگس

سلام خانم دكترچون مي ترسم مامان سكته كنه.نمي دونم يا شايد خيلي فكرهاي منفي ديگه. مي ترسم با فهميدن اين موضوع، مامانه پيرم از دستم بره