٢٠٢

فرصتی نمانده است/ بیا همدیگر را بغل کنیم/ فردا/ یا من تو را میکشم/ یا تو چاقو را در آب خواهی شست/ همین چند سطر/ دنیا به همین چند سطر رسیده است/

به اینکه انسان/ کوچک بماند بهتر است/ به دنیا نیاید بهتر است/

اصلا/ این فیلم را به عقب برگردان/ آن قدر که پالتوی پوست پشت ویترین/ پلنگی شود/ که میدود در دشتهای دور/ آن قدر که عصاها/ پیاده به جنگل برگردند/ و پرندگان/ دوباره بر زمین.../ زمین.../

نه! /به عقبتر برگرد/ بگذار خدا/ دوباره دستهایش را بشوید/

در آینه بنگرد/ شاید/ تصمیم دیگری گرفت ... ///// گروس عبدالملکیان

/ 0 نظر / 9 بازدید