۲۴۱

چهار سال منتظر بودیم که برویم کانادا ؛صدها دفعه مامان پرسید و من گفتم خبری نیست ؛حالا مامان نیست من جایی توی اروپای رویایی ام نشسته ام که میگویند بفرما ؛وسوسه کننده ست اما هر چه فکر میکنم میبینم حتی ارزش خبرهای خوب ،چیزهایی که میخواستی ،به لبخندی ست که روی صورتی که دوستش داری مینشیند واگر ادمهای مهم زندگی نباشند که با شنیدن خبرهای خوب تو لبخند بزنند ارزش ان خبر خوب هیچ ست (میبینید هنوز هم اینطوری فکر میکنم) چه اهمیت دارد کجا دنیایی ،همه جا قفس ست ،اروپای رویایی نوجوانیم برای من پر دعوا و تنش بود ؛با اینکه هنوز تصمیم نگرفته ام کجا باشم اما امیدوارم کانادا خاطره های بهتری برایم بسازد.

/ 0 نظر / 3 بازدید