175

این روزا همه چی بهم استرس خودشو وارد میکنه، از محل کارم که هر روز یه دکتر جدید استخدام میکنه و هی شیفت های من و در نتیجه درامدم کم میشه از قیمت دلار که هی بالا وبالاتر میره و مقدار پولی که باید ببرم از ایران هم بیشتر میشه...از شوهرم که هر محبتی که بهش بکنم یا نکنم براش مثه زنجیری به روحشه انگار ،از زندگی بی هدف و اینده ای که در پیش گرفتم ،از فکر امتحانایی که باید پاس بشن...اخه اینم شد زندگی؟!!!!!

/ 5 نظر / 15 بازدید
Jane

ولی تو خوشبختی. یادت نره.. خب پولاتو از الان به دلار تبدیل کن. یا به طلا. البته اگه الان پول تو دستت باشه.. نفهمیدم یعنی چی که براش مثه زنجیری به روحشه..

نازی

صادقانه بگم. دلم نمی خواست جای تو باشم. نمی دونم دقیقاَ به خاطر کدوم جمله. کلاَ .

خروس

و قتی گرفتاری ها میشه سرگرمی و زندگی بدون سرگرمی وحشتناک. رفته بودم جایی که مدتی سر گرم نباشم [لبخند]