در سلول انفرادی-3

 

جریان آب به اون سمته...ما اونو دنبال نمی کنیم چون هیچ وقت به سمت ما نبوده، بعضی هامون ماهی بودیم تا یکی صیدمون کنه بعضی هامون طعمه ماهیه بودیم...پدر هامون فریاد زدن خواستن ماهی و صید و طعمه و صیادی نباشه اما ندونستن قانون هر آبی همینه و حالا من یه عمره به طعمه بودن عادت کردم و تو یه عمری به ماهی بودن و اون یه عمری به صیاد بودن و هیچ فریادی نیست و این آب دیگه جریان نداره....ببین...بوی گند مرداب از همین جا داره میاد!

 

   + ستاره ; ٢:٤٩ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٢/٢٤
comment نظرات ()