در سلول انفرادی-3

5

- عزیزکم منو ببخش ...می دونم خود خواهی کردم...می دونم اما منم خوب ادمم منو بفهم....می دونم اگه حالا نفهمی یه موقعی اون موقعی که خودت تو شرایط من قرار بگیری می فهمی...اره می دونم این حرفا کلیشه س...اینجا اونقدرا هم که می گن بد نیست نگفتم خوبه ها....ولی قابل تحمله...می دونی اینجا نور هم داره همیشه تاریک نیست....گاهی می تونی بخندی و همیشه لازم نیست تو اب نفس بکشی...اینجا هوا داره...درسته درد هم داره اما...گاهی وقتا زمینا پر گل میشن گاهی وقتا ...عزیزکم منو ببخش ...اما منم مثه مادر بزرگت دوست داشتم مادر بشم....شاید وقتی به دنیا اومدی اینو بفهمی  

 

   + ستاره ; ٤:۳٧ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٢/٢٠
comment نظرات ()