در سلول انفرادی-3

 

باد میاد شدید و این شن ریزه ای که رفته تو چشمم نمیذاره خوب ببینم...چشمامو میبندم و اشکه که ازشون سرریز میشه میگم : دنیای لعنتی و همون موقع پام میخوره به سنگی که ندیدمش !....باد قطع میشه شن ریزه اما تو چشم من میمونه! 

 

   + ستاره ; ٢:٥۸ ‎ب.ظ ; ۱۳۸٤/٥/۱٩
comment نظرات ()